دلارام آرام گیر کین دریا وخیم استجویندگانش را رهی سوی فریب استدلارام تو آرام گیر به آهنگ و ترانهبه شعله های فران شبانهکه خیزد ز خلوت های عاشقانهدلارام در این قلزم پُر خیم خون افشانصد هزاران دلِ غمگین بینم شکستهتو آرام گیر میان تلاطم های دیو افکنکه سبزین های رنگین همه در خون نشستهسر افکندند به پای طوفان های سهمگینبه دادند دل به انبوه غبار های غمگیندر قاموسی این دریا مرگ جهانی ست پنهانفریب و نیرنگ هایش چو موجی پُر دُر ترصیع دارستزند بر هم نهانِ روانهای خستهزین سان ایستاده ام چو ملاحی دلاورمیانِ موجهای از هم گسستهدلارام آرام گیر کین دریا وخیم استهزاران سنگ و سنگلاخ و نهنگان در کمین استتو آرام گیر در صبرخانه ی خلوتبه نوشان جرعه یی بر خویشز خمخانه ی ترسیمبه یاد زورقی تنها،که موجها را ز هم به گسستبه داد پیکر به دریایی که دارد ارمغان فنایی در خویشرهنما شو خویش را،ای دلارامکه زین سان نه پایانی نه آغازیدرین قلزم خونینکه گم کرده ی خویشیم میانِ اوج و قاموسشنه پایانی نه آغازیتا رساند تلاطم های نهیبانشبه پای دیواری،سکون است و سکوت است او و شب تاریکه غرق در تنهاییِ((خویشی))به یاد دلارامی،به یاد دلارامیدلارام دلارام...کین دریا به ترفندهای گوناگونزند برهم آیینِ مهرورزیبسانِ طغیانِ دیوانه یی در بندکند از بن همه آرام و شکیباییاین دریا تو راآشکار و پنهان غریق ستدلارام آرام گیر سکونش خود سکوت مرگ باری ستپنهان نهیبِ بیم انگیزهراس آور می کوبد به دیوار درون توآرام گیر دلارام، آرام گیرکه شعله های حسرت هایشدامان گیرست و خوف آورتشبث های آز آلودِ این دریاتو را از خود همی گیرد به هر آنیدلارام،دلارام...بگذار بکوبد موج این دریاکه در خود نهان داردهزاران تکبیر نفرت خیزهزاران شوقِ آرامشهزاران خاموشیِ پُر رنگ اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد))...
ما را در سایت اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد)) دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 211
تاريخ: شنبه
16 بهمن
1400 ساعت: 18:56